ماجراهای تحصیل در کانادا
انتقال تجربیات زندگی در کانادا در قالب داستان های پیش آمد کرده
درباره وبلاگ


سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

مدیر وبلاگ : خاله دانشجو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام دوستان عزیز
همانطور که مستحضر هستید بنده دارم اسباب کشی می کنم به این محیط میهن بلاگ. امیدوارم به قول دوستان اینجا همه چیز خوب پیش برود... 

چون فرصت زیادی ندارم مستقیم می روم سر اصل مطلب:

باز هم همانطور که مستحضر هستید (اگر مطالب مربوط به گواهینامه ی رانندگی را در پرشین بلاگ خوانده باشید قبلاًتر ها) می دانید که به لطف خدا و به لطف خدا و به لطف خدا و همت عظیم و جدّ و جهد خودمان، بالاخره این غول حباب تو خالیِ گواهینامه ی رانندگی را شکستیم (البته برای من غول شده بود نه برای همسرم) و یک مرحله ی نوینی از زندگی ما شروع شد. زندگی ای در حین دانشجویی کردن اما با سرعت بیشتر... (دلیلش هم ماشین است دیگر).
***
خب، پیش از این همه اش در سرما و گرما با اتوبوس رفت و آمد می کردیم که این فقره به مدد گواهینامه ی رانندگی مرتفع شد (و این البته طبیعی است و دانشجویی کردن هم عالم خودش را دارد و بعدش کلی خاطره می شود برایتان... و البته به شما نگفته ام که از تاریخ ۱ آگوست ۲۰۱۷ میلادی یعنی همین سه شنبه ی هفته ی پیش که می شود ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ خورشیدی، به لطف باز همان خدا  ماشینمان را آوردیم خانه که خودش بحث مفصلی است حکایت نحوه ی خریدنش  به قولی هم فال است هم تماشا.  حالا فعلاً این عکس را ببینید که ماشین خریداری شده ی ما در نمایشگاه اتومبیل بود و هنوز شسته نشده بود.

خب، می دانید؟ و مطمئن هستم که ماشاءاللّه خودتان می دانید که رانندگی خوب و دست فرمان خوب داشتن با تمرین و تکرار ایجاد می شود. یک چیز ذاتی نیست که بگوییم بعضی ها دارند بعضی ها از این موهبت محرومند. خب، ما برای اینکه دست فرمانمان خوب بشود نیاز مبرم داشتیم که در وهله ی اول گواهینامه را بگیریم وگرنه چقدر پول بابت مربی بدهیم آخر! آن هم با وضع دانشجویی فعلی که اگر حواسمان به جیبمان نباشد خدای ناکرده کلاهمان را هم باد می برد آن وسط ها و علی می ماند و حوضش و من! 
این را هم بگویم در پرانتز که: (هر جلسه ی یک ساعته ی رانندگی با مربی ۴۰ دلار است اینجا! ۴۰ دلار با دلاری ۳۰۰۰ تومان می شود ۱۲۰ هزار تومان بی زبان! ) و ما فقط ۶۸۰ دلار از همین پول های بی زبان دادیم به یک مربی  یعنی چقدر؟  ضربدر ۳۰۰۰ تومان = ۲۰۴۰۰۰۰ دو میلیون و چهل هزار تومان  خب نزدیک می شوم به اصل قضیه که یک تجربه ی بزرگ در آن است برای اندیشمندان و عبرت گیرندگان! 

دوستان! من و همسرم بشویم آینه ی عبرت همه ی شماها! تا به این گواهینامه برسیم شاید به جرأت بتوانم بگویم روزی دست کم یک بار، دست کم هاااا! یعنی بیشتر از یک بار هم بوده روزی، که از دست خودمان و در فقدان فرصت های از دست رفته و به باد سپرده شده توسط خودمان ناراحت بودیم و حتی گاهی جای نفرین هم داشت به خود! البته که آدم باید زود زود هر روز دست کم یک بار خود مشت و مالی فرهنگی بدهد خودش را! در بحث عرفانی و گاهی دینی اش می گویند : مراقبه! هر دو یکی است یعنی آخر روز بنشینی به حساب خودت برسی از اول روز تا آخر همان روز چه کار خوب و نیکی کرده ای و چه کار زشت و ناپسندی از تو سر زده  و اینطوری روز بعدیت را با حساب و کتاب روز قبلش بهتر تر بسازی. 
اما دیگر کار ما از این حالت خوشگل و تر و تمیز مراقبه مانندش گذشته بود و گاهی به نفرین علیه خود نزدیک تر و شبیه تر بود تا هر چیز دیگر.  خب، دلیل این حس و حال را در ادامه عرض می کنم خدمت شریفتان:
می گویم ما بشویم عبرت برای همه ی شماها، بیراه نمی گویم که! ما در ایران رانندگی به معنای واقعی کلمه نکرده بودیم و همین خیلی ما را عقب انداخت و کلی از لحاظ مالی هم به ضررمان شد البته ضرر مالی به دلار!!!  
خب، اگر ما در ایران تجربه ی رانندگی داشتیم کار به اینجاها نمی کشید که! نهایتاً دو سه جلسه با مربی اینجا تمرین می کردیم که قوانین خیابان ها و چراغ ها و ... دستمان بیاید و مجبور نشویم از صفر کیلومتر الفبای رانندگی را یاد بگیریم و این هم زمان بر باشد و هر ثانیه اش به دلار حساب شود و به پول ایران دو میلیون تومن هم بدهیم به تمرین رانندگی!  در ایران کل دوره ی رانندگی از ثبت نامش تا ده جلسه تمرین عملی اش روی هم رفته یک میلیون تومان هم نمی شود اینجا ما فقط دو میلیون تومان دادیم برای چندین جلسه تمرین فقط!!!  خب خداییش خیلی پول است! نیست؟ 

البته بنده گواهینامه ی رانندگی ایران را دارم همسرم هم تمرین های رانندگی در ایران را رفته بود و چون هیچوقت بخاطر موقعیت کاری خاصی که داشت نیاز به داشتن ماشین شخصی نداشته پِیَش هم نرفته بوده و این شده بوده که گواهینامه اش را هم حتی نگرفته بوده.
بحث بر سر این است که ما به معنای واقعی کلمه در ایران در خیابان ها در کوچه پس کوچه ها رانندگی نکرده بودیم که دست فرمانمان قوی شود و این طبیعتاً زمان بر است و هزینه بر و ... 

این همان تجربه ی گرانبهایی است که خواستم با شما در میان بگذارم که نکنید این کارها را! بروید گواهینامه تان را حتماً حتماً تا وقتی در ایران هستید بگیرید و حتی شده در کنار یکی از اقوام (اگر خودتان ماشین در اختیار ندارید) حتی شده با ماشین آنها در جاهای خلوت تر شهر رانندگی کنید این دست فرمان خوب و عالی را برای خودتان بسازید خب! انقدر هم مرا حرص ندهید!  اعصاب برای آدم نمی گذارند که! 
منتظرم بیایید بگویید که گواهینامه تان را گرفتید ها!  
خب وقتی گواهینامه ی ایران را بیاورید اینجا و بدهید یک مؤسسه ی کانادایی برایتان ترجمه کند (ترجمه ی ایران را در این فقره قبول ندارند) دیگر نیازی نیست که بین G1 و G2 یک سال منتظر بمانید خب! مزیت ها دارد این گواهینامه ی ایران که باید از آنها آگاه بود و به موقع عمل کرد! 

خب، خدا را شکر که  گویا پاقدم میهن بلاگ خوب بوده و این مشکل عکس هم دارد مرتفع می شود انگاری... 
راستی درباره ی این ماشین جدید یک مطلب طلب شما از بنده...  

خدانگهدارتان تا همیشه...







نوع مطلب :
برچسب ها : گواهینامه ی رانندگی، یک تجربه، قیمتها در کانادا، زندگی در کانادا، مهاجرت به میهن بلاگ، درج عکس در وبلاگ، خاطرات،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 19 مرداد 1396
خاله دانشجو

با سلام و عرض ادب و احترام

علی رغم اینکه کاممان از اخبار ناخوشایند ملی ناکام است (ماجرای قتل آتنا اصلانی، دختر کوچولوی ۷ ساله ناراحت و نیز درگذشت ناگهانی پروفسور مریم میرزاخانی ناراحت)* ، اما دیروز و امروز دو عدد خبر خوب به لطف خدا در وهله ی اول و با تلاش و جدّ و جهد خودمان (من و همسرم)  پیش آمد کرد تا مرحله ای از زندگی در کانادا را هم پشت سر گذاشته باشیم. مرحله ای که قطعاً اتفاقات به امید خدا قشنگ تر و خوب تری را در آینده می تواند برایمان رقم بزند. خیال باطل

اگر پیگیر مطالب هر چند با فاصله ی زمانی این صفحه شده باشید مسلماً می دانید که ماجراهای من و این گواهینامه ی رانندگی قصه ی دور و درازی بود که نهایتش به آنجا ختم شده بود که تمرین های رانندگی مان را شروع کرده بودیم. البته ناگفته نماند که اگر اکنون آن مطالب مربوط به گواهینامه را نمی بینید به همان دلیل ذکر شده در پست های قبل تر است که پرشین بلاگ بخاطر الطاف بسیار خاصّه اش به صفحه ی اینجانب قهر همه را پراند و پس از پیگیری های فراوان، در نهایت در یک لینک دیگری مطالب را نصفه و نیمه بازیابی کرد ** و تحویل بنده داد و من لینک مربوط را در چند پست پایین تر گذاشته ام که دوستان در صورت تمایل یا نیاز مطالعه بفرمایند.

بگذریم...

و اما آن دو خبر خوب که در بخش نظرات در پاسخ به نظر آقای عباس خان والا هم عرض کردم که خبری در راه است این بود و است که:

به لطف خداوندِ خدا، همسرم دیروز و این بنده ی حقیر إلی الله امروز توانستیم گواهینامه ی رانندگی مان را بگیریم و یک نفس راحتی پشتش بکشیم.  بزن اون دست قشنگه رو تشویقاوووووووووه و آخیش توأمان! اوه

درباره ی گواهینامه و انواعش گویا قبلاً صحبت مختصری کرده بودم. اینجا هم به همان اندازه مختصر باز صحبتی می کنم:

انواع گواهینامه در کانادا:

G1: گواهینامه ی امتحان آیین نامه است که البته یک کارت شناسایی معتبر کانادایی هم حساب می شود که برای مثال دانشجویان خارجی لازم نباشد هر جا می روند برای ارائه ی یک کارت معتبر پاسپورتشان را با خود ببرند. خب عزیز دل برادر! پاسپورت را که مدرک بسیار مهمی است نباید برای هر کار کوچک و بزرگ با خود برد بیرون که! خطرناک است حسن! اگر گم و گور شود باید خر بیاورید و باقالی بار کنید ها! به همین دلیل، این را هم جزو دلایل  لازمی که برای گرفتن هر چه سریعتر گواهینامه ی رانندگی ذکر کرده بودم اضافه کنید و زودتر وقتی آمدید همان ماه اول یا دوم بروید این گواهینامه را بگیرید. بعداً هم نگویید نگفتم که دلخور می شوم ها! گفته باشم! قهر در کانادا با این G1 هم می توانید رانندگی کنید به شرطی که یک full G که در پایین توضیح می دهم کنار دستتان نشسته باشد.

(چه توضیح مفصلی داشت این G1 نیشخند

G2: گواهینامه ی امتحان شهری که بعد از G1 صادر می شود و شما دیگر با این گواهینامه می توانید در داخل و خارج از شهر و جاده و بزرگراه و ... رانندگی کنید.

G:  که گواهینامه ی کامل است شنیده ام full G  هم می گویند به کسی که این گواهینامه را دارد. این دیگر امتحانش هم در داخل شهر نیست در جاده و اتوبان به قول اینها در highway است. این را که گرفتید دیگر شما گواهینامه تکمیل هستید و خوش به حالتان است و خیالتان راحت از بابت امتحانات دیگر رانندگی. خیال باطل تازه می توانید از اعتبار full G شدنتان هم برای دیگران خرج کنید و مثلاً برای تمرین رانندگی و ... کنار دستشان بنشینید و راهنمایی شان کنید. (البته خب این خطرهای خودش را دارد ها! متفکر بستگی دارد آن راننده ی G1 دار چقدر مهارت دارد و شما چقدر دل و جرأت که بدون اینکه برعکس ماشین تمرین رانندگی ترمز زیر پایتان نباشد و بتوانید راننده را کنترل کنید در رفتارهای پرخطرشنیشخند). اینها را گفتم که بعداً نیایید بگویید این گفت و من نشستم کنار یک G1 و از خطرات احتمالی اش آگاه نبودم و کاسه و کوزه ها را سر من بشکنید و پلیس بیاید که چرا در وبلاگت آنطوری نوشته ای که مردم اینطوری برداشت کنند و قضیه کش دار شود و خر و باقالی و ... نیشخند

ناگفته نماند که G1 و G2 مدت معنی دارند که اگر قبل از تاریخ اعتبارشان نروید به مرحله ی بعدی و گواهینامه ی بعدیش را نگیرید باطل می شوند و باید دوباره همه را از G1 شروع کنید.

 

این هم نمونه عکس های G1 و G2:

 آپلودسنتر فارسی آپ

 آپلودسنتر فارسی آپ


وای چقدر نوشتم... اوه

بقیه اش در پست بعدی...

خدانگهدارتان بای بای

* ناراحتی عمیقی بود این دو خبر. هر دو شوک برانگیز و ناگهانی... نه می شود مظلومیت آن طفل معصوم  با آن طرز فجیع کشته شدنش را هضم کرد قهر نه شوک حاصل از ضایعه ی بزرگ و جبران ناپذیر از دست دادن چنین دانشمند گرانمایه ای را تاب آورد. قهر ما که هموطنیم اینچنین متأثر شده ایم خدا به خانواده ها و نزدیکانشان صبر عنایت کند! آناهیتا، دختر کوچولوی مریم عزیز، نیز یک لحظه از یادم فراموش نمی شود... خیلی زود آغوش مادر عزیزش را از دست داد. ناراحتقهر

** من منتظر بودم مطالبم را برگردانند به متن وبلاگ. اما دیگر خبری نشد. ناراحت

یک دعای خوب هم بکنم برای همگی مان:

از خداوندِ خدا سلامت جسمی و روحی برایمان آرزومندم...

آخرین به روزرسانی این مطلب: پس ازانتشار مطلب فوق، به طور کاملاً اتفاقی با خبر ربوده شدن بنیتای ۸ ماهه و کشته شدنش در خودروی پدرش بر اثر گرما مواجه شدم که مثل پتک بر سرم کوبیده شد. ناراحت ای خدا! حیوانم آرزوست... ناراحتقهر

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : خاطرات، زندگی در کانادا، یک تجربه، گواهینامه ی رانندگی، انواع گواهینامه ی رانندگی در کانادا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 5 مرداد 1396
خاله دانشجو