ماجراهای تحصیل در کانادا
انتقال تجربیات زندگی در کانادا در قالب داستان های پیش آمد کرده
درباره وبلاگ


سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

مدیر وبلاگ : خاله دانشجو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام
در این چند روزی که گذشت آمریکای شمالی که کانادا هم شاملش است دچار سرمای بی سابقه ای شده اند که حتی گویا در آمریکا چندین بچه هم جان خود را به خاطر سرما از دست داده اند.  یک جا یک هشدار خواندم که کافیست ده دقیقه در این هوا در بیرون بمانید تا اندامهای داخلی تان شروع به یخ زدن بکنند.  دمای هوا کلاً منفی ۲۰ به پایین تر و Feels like اش در حدود منفی ۳۶ تا منفی ۳۹ بود همین دیروز و پریروز و شب تصورش هم اندامهای داخلی آدم را می خشکاند چه برسد به درکش 
من که از یک شنبه ی هفته ای که گذشت حتی جرأت نکردم تا دم در ساختمان هم بروم بیرون و البته نیازی هم نبوده وگرنه ناگزیر از خروج از خانه می بودم مثل همه ی آن بقیه...
خدا را شکر که ما کرسی مان را دایر کرده ایم تا گرمای دلنشین طب سنتی وار به جانمان رخنه کند.  البته امکانات گرمایشی خانه خوب است اما کرسی یک چیز دیگری ست 


خواستم چند عکس از هوای اینجا بگذارم البته نیازی به بیرون رفتن و عکس گرفتن نیست هوا به قدری ناجوانمردانه سرد است که شیشه ی پنجره ی دو جداره یخ زده است و به خوبی گویای دمای بیرون هم هست.


و این یک یا دو روز بعد تر


و این یکی از یک زاویه ی دیگر


این هم هست هنریش کرده ام مثلاً 
جالب اینکه آن قسمتی که یخ زده تصویر بیرون را واضح تر نشان می دهد تا باشد از این نوع یخ زدگی ها 

این هم در بالکن است که از ساختمان روبرویی با بازتابش نور روی یخ های خطی شیشه و توری وسط درِ دو جداره به این شکل درآمده است. همه ی آن جاهایی که برق می زند و می درخشد یخ است عزیزان! حیف که دوربین وضوحش به اندازه ی چشم غیرمسلح نیست که آنچه را با چشمم می دیدم به تصویر بکشم. 


و اما شاهکار یک روز سرد سرد سرد و درخت عریان و آسمان شده است این تصویر پایین البته از پشت شیشه ی ماشین این عکس را شکار کرده ام و از قسمت آبی بالای شیشه ی جلوی ماشین.

البته که چشم ها را باید شست و جور دیگر به همه چیز نگاه کرد وگرنه از این تصاویر در اطراف همه مان پر است اما به قدری درگیر هستیم که بی توجه از کنارشان عبور می کنیم...



در پایان، می خواستم این نکته را دوباره برای خوانندگان قدیمی و جدید این صفحه عرض کنم که:
بنده از این عکس در و دیوار و زندگی را به اشتراک گذاشتن خوشم نمی آید بنا به خیلی از دلایل که بعضی هایشان پیش از این بیان شده است. اگر اینجا عکس هایی می بینید بنا به درخواست دوستان است و خودشان درخواست کرده و رضایت داده اند و البته بنده هم با ملاحظات خاصی این عکس ها را می گذارم که یک وقت خدای ناکرده کسی به هر طریقی ناراحت نشود و هر بار با خودم کلنجارها می روم  که «خدایا! کدام کار درست است؟!» 

این را عرض کردم که یک وقت چنین برداشتی نکنید که : خوش به حالشان چقدر شاد و سرخوش هستند دم به دقیقه عکس می گیرند یا خوش به حالشان برف دارند یا خوش به حالشان ... البته که هر که برفش بیش سرمای جانگدازش هم بیش سینوزیتش هم بیش سردردهای فاجعه آمیز چند روزه اش هم بیش و از زندگی به معنای دقیق کلمه ساقط شدنش طی آن چند روزش هم بیش... حدیث مفصل این مُجمَلَش هم بیش در بیش 

و اما عکس کرسی: صرفاً به این دلیل گذاشتمش که یک حس وطنی به دوستان بدهم. چون برخی ها فکر می کردند (از جمله همسر بنده پیش از آمدن به کانادا) و همچنان عده ای فکر می کنند که در کانادا غذا پیدا می شود؟  آیا غذاهای خودمان را می توانیم در کانادا بپزیم؟ مواد غذایی دارند؟ چه می خورند خدایا؟ و قس علی هذا...

خواستم بدانید که غذا که هیچ، کرسی هم می شود در کانادا دایر کرد نهایتش یک میز کوچک جلوی مبلی می خواهد و یک پتوی مسافرتی و یک دستگاه کرسی کوچک از ایران آورده شده. شما که اصل وطنی اش را می توانید تهیه کنید ما در غربت مانده ها هم ادایش را در می آوریم. همین. 

بگذارید سرم خلوت شود به قدری از نعمت های نهفته و آشکار موجود وطنی که ما اینجا در حسرتشان هستیم برایتان خواهم گفت که نگو... 

در پناه حق باشید...




نوع مطلب :
برچسب ها : زمستان ۲۰۱۹، کرسی در کانادا، سرمای شدید هوا در زمستان، آب و هوای کانادا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 بهمن 1397
خاله دانشجو
سلام 
چند تا مطلب را در چرکنویس گذاشتم که فقط از خاطرم نرود که در چه باره ها قرار است صحبت کنم. فعلاً این عکس ها را دریابید تا خودش هم بیاید.
این عکس ها در روزهای مختلف گرفته شده است بنابراین انواع و اقسام هواهای برفی و آفتابی و یخی و جنگلی را در آنها مشاهده خواهید کرد. 

آن جنگل روبرو را که از بالکن ما در عکس زیر دارید مشاهده می کنید در دلش هم خواهیم رفت که بدانید چطور شده است در برابر این هوای سخت و سرد کانادا

نمای دیگری از تصویر بالا (من عاشق این آفتاب دم غروب هستم یک طرز خاصی است به قولی یُدرَکُ وَ لایُنصَف است یعنی درک کردنی و وصف نشدنی). 

یک شب برفی که به این صورت شروع شد

از نتایج فردای شب برفی که بر اثر برودت هوا برف هم یخ زده است و بلورآجین شده است به قول اخوان ثالث عزیز 

این هم به همان صورت از نتایج بارش برف است هوا هم که قربانش بروم غمباد گرفته است  پارکینگ را مشاهده می فرمایید؟ قبل از اینکه صبح شود می آیند و برف روبی می کنند که فردا مردم اذیت نشوند. نمی گویم صد در صد اما خیلی خیلی بار در حد بالای ۹۰ درصد وقتی برف می بارد فردایش می بینید برف ها را رُفته اند و راه مردم را باز کرده اند. آن چند درصد را برای این نگه داشتم که همین چند روز پیش برای اولین بار دیدیدم که برف خیابان ها تمیز نشده است و برای خودمان هم جای تعجب داشت که چرا!؟  شاید چون به اندازه ای نبوده است که باعث دردسر مردم شود ولی خب قبلاً‌تر ها همان برف کم را هم جمع می کردند. به هر حال، اینطوری است دیگر!؟ ما و هزار چیز ندانسته و خبر نداشته...

اینجا در کانادا وقتی در زمستان آفتاب درمی آید باید از فرصت نهایت استفاده را کرد و رفت پیاده روی تا اندکی از این نور و تابش بی نظیر خدادادی بهره مند شد.  این عکس ها نتیجه ی پیاده روی آن روز است از جنگل روبروی خانه ی ما:

قدیم ها به شما می گفتم این آفتاب گول زنک است باورش نکنید و با لباس گرم بروید بیرون به این دلیل زیر است. ببینید! هم آفتاب است هم آب کف زمین یخ زده. برودت هوا را احساس کردید و فهمیدید که بیراه نمی گفتم؟ 

«درختان اسکلت های بلورآجین» که اخوان عزیز می گوید منظورش اینهاست البته بلورآجین نیستند این بار:

این جنگل برهنه که به قول استاد عزیزم خانم دکتر عرفان نظرآهاری شولای عریانی به تن کرده است نسبت به روزهایی که این درختان سبز و پر از شاخ و برگ هستند به نظرم مهربان تر هستند شاید به این دلیل که نور از لابه لای همین اسکلت های زنده تابیدن گرفته است و مسیر را روشن کرده است. وقتی اینها سبز می شوند این جنگل خیلی تاریک می شود و احساس خوف به آدم دست می دهد. (در اینجا، آدم منظور خود بنده هستم شاید شما نظر دیگری داشته باشید).


پارک کوچک بازی و گشت و گذار که پشت جنگل است و خانه هایی که رو به پارک و دیوار به دیوار جنگل حضور دارند...


تا عکسهایی دیگر بدرود... 





نوع مطلب :
برچسب ها : خاطرات، آب و هوای کانادا، عکس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 19 دی 1397
خاله دانشجو


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic