ماجراهای تحصیل در کانادا
انتقال تجربیات زندگی در کانادا در قالب داستان های پیش آمد کرده
درباره وبلاگ


سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

مدیر وبلاگ : خاله دانشجو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام دوستان
بخاطر اینکه این عکس ها داغ داغ به دستتان برسد دیگر آن قرار هفته ای یک مطلب و نه بیشتر را اتخاذ نکرده ام در این فقره. 

باقی عکس های آبشار نیاگارا را تقدیم می کنم:

قسمت بالایی آبشار نیاگارا با مقداری فاصله از آنجا که آب می ریزد. 

 آپلودسنتر فارسی آپ

این هم ادامه ی همان قسمت به سمت آبشار

 آپلودسنتر فارسی آپ

این عکس پایینی هم جالب توجه است. این اردک کوچک در آب بود، آبی که با شدت و با قدرت پیش می رود که از ارتفاع ۵۴ متری با آن هیمنه و قدرت فرو ریزد و هر چه را در مسیرش است در خود حل کند. حال این اردک کوچک چه قدرتی در پاهای پرده دارش هست که می تواند در برابر این آب بایستد و به سمت پایین آبشار سوق داده نشود باید حکمتش را از خود خداوند خدا پرسید. 

 آپلودسنتر فارسی آپ

این عکس پایین را خیلی دوست داشتم چون از همان دورتر گرفته ایم (همسرم گرفته است دو عکس پایینی را)  و ضمن آنکه با اندکی دقت معلوم می شود که در طرف قسمت نعلی شکل آبشار هستیم و از دوردست هم پل مرزی کانادا-آمریکا به تصویر کشیده شده است و خودم به شخصه عکسی از این زاویه در اینترنت ندیده ام تابحال   بزن آن دست قشنگه را 

 آپلودسنتر فارسی آپ

این هم همان طرف ها از یک زاویه ی بسته تر که در نوع خودش هنری است  البته مُشک آن است که ببوید نه آنکه عطار (عکاس) بگوید! اما خب چه کنم زیبایی شناسی دارد این عکس های خود گرفته آنقدری که خود عطار (عکاس) را هم به اعتراف وا داشته است!  به نظرم سعدی جان به این قسمت توجه نداشته است که وقتی عِطر بسیار خوشبو باشد خود عطار هم مست می شود و نمی تواند خاموش بماند در برابر خوشبویی اش درست مثل عکس ها ما از آبشار نیاگارا  البته فارغ از این بحث بالا که عرض کردم عکاس این چند عکس بنده نبودم و همسر گرام بودند پس براحتی می شود از این عکس های همسرگرفته تعریف کرد 

 آپلودسنتر فارسی آپ

این پایینی هم که دیگر نزدیکتر به آبشار است و جایی که ما ایستاده بودیم در دو متری آب در قسمت بالایی آبشار (محل ریزش آب) بود.
این را هم بگویم که تابحال فقط یک بچه ی ۷ ساله به طرز معجزه آسایی از آب نجات یافته است  غیر از او، هر کسی در آب افتاده از آنجا هم مستقیم رفته آن دنیا و برنگشته 

ما در ترکی یک مثلی داریم که می گوییم: «به آب و آتش نمی شود التماس کرد».  همزمان یاد این جمله از دکتر شریعتی افتادم در «شب کویر» ش:
«زیبایی خورشید را باید از دور دید. اگر نزدیکش رویم از دستش داده ایم». واقعاً آب و آتش هم همین حکم را دارند. همین آبشار با این عظمت نیاگارا از دور دیدنش زیباست. مگر می شود نزدیکش شد؟ بازی با جان است! 

 آپلودسنتر فارسی آپ

و این رنگین کمان زیبا 

 آپلودسنتر فارسی آپ

خب حکایت آبشار نیاگارا در دو پست وبلاگی گفتنی و تمام کردنی که نیست. امیدوارم روزی از نزدیک اینهمه عظمت را با چشم غیر مسلح خودتان ببینید و آن روز شما نایب الزّیاره ی دیگران باشید  که بر این باورم که نیاگارا را نباید دید و تماشا کرد که باید زیارت کرد. چون با وجود آنهمه جمعیت و شلوغی در نیاگارا، هیچ نیست جز خداوندِ خدا که با همه ی عظمتش آمده تا شاید ما بندگان کوچکش نیز اندکی به آنهمه عظمتش پی ببریم تا شاید اندکی از غرور و خود برتر بینی هایمان کاسته شود البته فقط شاید!

در پناه خدای آبشار نیاگارا باشید! 




نوع مطلب :
برچسب ها : خاطرات، آبشار نیاگارا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 18 شهریور 1396
خاله دانشجو
سلام دوستان
اگر درست در خاطرم مانده باشد  قبلاً تر ها درباره ی تعطیلات آخر هفته ی طولانی در کانادا یا همان long weekend به قول اینها صحبتی کرده بودم. برای یادآوری دوباره توضیح مختصری در این باره می دهم:
در کانادا بیشتر تعطیلات رسمی ای را که برای مناسبت های مختلف وجود دارد به روز دوشنبه می اندازند. مثلاً روز تولد ملکه ویکتوریا یک دوشنبه ای است با نام Victoria Day که در ماه می است یا مثلاً روز مدنی یا Civic Day که در ماه جولای است یا روز کار یا کارگر یا همان Labor day که همین دوشنبه ای که گذشت (دیروز ۴ سپتامبر) بود یا مثلاً روز شکرگزاری که همان Thanksgiving است و مردم در آن روز بوقلمون می خورند و ۹ اکتبر ۲۰۱۷ خواهد بود که آن هم دوشنبه است. خب می دانید که شنبه و یک شنبه در کانادا آخر هفته و تعطیل محسوب می شود. این باعث می شود که مردم یک آخر هفته ی طولانی داشته باشند و اگر برنامه ای برای سفر دارند واقعاً این سه روز تعطیلی پشت سر هم به دردشان بخورد و در ضمن مملکت یک هفته کمتر یا بیشتر تعطیل نشود بخاطر بین التعطیلین یا دودر کردن کارمندها و ... ! گاهی هم این تعطیلی ها می افتد به جمعه که آن هم باز یک آخر هفته ی طولانی را رقم می زند. 

ما هم همیشه (قبل از ماشین خریدن) آخر هفته ها را به استراحت در منزل و انجام کارهای عقب افتاده و تمیز کاری و اینها می گذراندیم یا اگر مهمانی ای چیزی بود در آن شرکت می کردیم گهگاهی.
این هفته که دوشنبه اش روز کارگر بود و تعطیل، همسرم پیشنهاد داد تا هوا پاییزی که نه! یکهو زمستانی نشده برویم نیاگارا. البته از یکی دو هفته قبل تر از اینکه به آخر هفته ی طولانی برسیم هم تصمیم داشتیم برویم اما به قول آقای روحانی: «اما نشد»! *

* اشاره به جملات اخیر آقای روحانی، رییس جمهور، در باب انتخاب سه وزیر زن در کابینه که گفتند: «اما نشد!».

خب، سرتان را درد نیاورم. این دوشنبه جدّ جهد کردیم که حتماً صبح زود بیدار شویم و خیلی زود برویم که بیشتر وقت داشته باشیم برای گشتن در کنار آبشار نیاگارا.
خب، این را هم می دانید که اصولاً در بیشتر موارد وقتی آدم می خواهد صبح زود بیدار شود تا نصف شبِ نزدیک به صبح زود خوابش هم نمی برد!  درست مثل من!!!
البته خب برای بی خوابیِ پاسی از شب گذشته ی این هفته دلیل موجهی داشتم و آن مهمانی جلسه ی قرآن روز شنبه بود که در خانه ی ما بود و بخاطر اینکه شیرینی و نان درست کردیم برای مهمانان، به شدّت و حدّت خسته شده بودیم اما مکانیسم بدن ما دو تا در این فقره از خستگی به دو صورت عمل کرد:
همسرم از فرط خستگی خوابش برد. من از فرط بدن درد از فرط درد نمی توانستم بخوابم. به هر حال، با هر مصیبتی که شد خوابیدم و خب فکر کنید دیرتر بخوابی و زودتر بیدار شوی چه چیزی از آدم می ماند؟   کوتاه سخن اینکه با هر مصیبتی که شد بالاخره بیدار شدم.
البته تا دیروقت هم برای درست کردن غذای سفر سر اجاق گاز بودیم و آن هم شاید مزید بر علت شده بود برای پریدن خواب بنده و رفع نشدن خستگی میزبانی شنبه شب.

بگذریم...
با اجازه تان اولین رانندگی در جاده را هم بنده افتتاح کردم  و خیلی هم خوب بود شکر خدا، جایتان خالی!  اینجا لازم است از Google Map و دست اندر کارانش تشکر ویژه ای بکنم که چقدر این برنامه در مسافرت و در همه جا یار و یاور رانندگان است و بخصوص برای ما تازه کارها. گرچه گهگاهی گیج گیج می زند و یک راه بیراهه را پیش رویت می گذارد  اما در کل، ما راضی هستیم خدا ازشان راضی باشد! 
با اینکه بنده تابحال ۴ بار به نیاگارا رفته بودم اما نمی دانم چرا همیشه این آبشار و عظمتش برایم تازگی دارد  

خدا نصیبتان کند روزی اینهمه عظمت را یکجا ببینید با چشم غیر مسلح. 
عکسهای زیر حاصل این سفر بود که در زیر مشاهده خواهید کرد.

ماشین را دورتر پارک کردیم و همین باعث شد که بتوانیم شهر Niagar City را هم کمی از نزدیک ببینیم. چون همیشه با دوستانمان که می آمدیم مستقیم در پارکینگی نزدیک آبشار پارک می کردیم و می رفتیم طرف آبشار و کمی می چرخیدیم آن مسیر را و برمی گشتیم. همین.  و من از نزدیک شهر را ندیده بودم مگر با ماشین هنگام رفت و برگشت.
این بود که این مکان ها را تابحال ندیده بودم.
در مسیر یک ساختمانی بود که به شکلی درست کرده بودند که دارد فرو می ریزد و یک آقایی داشت با دستگاه می رفت بالا که نجاتشان دهد در ذهنم آمد که فقط برای این کار که مردم تماشایش کنند پول می گیرد؟  بعد فهمیدم که آن هم مجسمه است.  

 آپلودسنتر فارسی آپ

ادامه ی این عکس را که از سمت چپش گرفته ام در تصویر پایین مشاهده می کنید:

 آپلودسنتر فارسی آپ

این هم عکس پانورامایی از کل ساختمان در حال ریزش.  (تصویر پایین)

 آپلودسنتر فارسی آپ

همین یک ساختمان کلی توریست جلویش می ایستند و عکس می گیرند و به آقایی که دارد هی بالا پایین می رود با طناب، نگاه می کنند. والله یک رشته بگذارند به نام «راه های جذب و جلب توجه توریست» بلکه بقیه هم یاد بگیرند. باور کنید اینها از هیچ چی توریست جلب می کنند. اگر ما بودیم الآن آبشار نیاگارا هم خشک شده بود از بس آبش رو داده بودند این شهر و آن شهر و ...  سی و سه پل را ندیدید چه کردیم؟ یا دریاچه ی ارومیه را؟ بلدیم خب! 
راستی برای بهتر دیدن عکس ها فکر کنم بهتر باشد اندازه ی Browser تان را بزرگ کنید تا عکس ها را زوم کند.

این هم از نمایی دیگر. البته من عکس را کج نگرفتم ها! نمی دانم چرا موقع آپلود عکس راست نمی شود  شاید سایت آپلود سنتر فارسی آپ هم متوجه شده ساختمان دارد کج می شود.  به هر حال برای دیدن این تصویر پایین بهتر است اندکی سرتان را به سمت چپ شانه تان خم کنید تا تصویر را درست تر ببینید. زحمتتان می شود ببخشید.  

 آپلودسنتر فارسی آپ
 
یک پارکی بود که شاید اسمش پارک دایناسورها بود. چون همه اش مجسمه ی دایناسور بود بزرگ و کوچک و حتی تازه از تخم سر برآورده.  داخلش هم کنار دایناسورها برای بازی بچه ها یک باریکه زمین گلفی ساخته بودند با چرخ فلک و ... .

 آپلودسنتر فارسی آپ

 آپلودسنتر فارسی آپ

این هم چند عکس جدید دیروزی از آبشارهای نیاگارا. به این دلیل می گویند Niagara Falls چون همانطور که قبلاً تر ها هم عرض کرده بودم آبشار نیاگارا دو قسمت دارد. یک قسمت آمریکایی که در شهر بوفالوی آمریکا واقع است و یک قسمت نعلی شکل معروف که کانادایی است و در شهر نیاگارای کانادا قرار دارد البته امتداد نعلش به آمریکا هم می رسد. این را هم اضافه کنم که شهر Niagara City شهر مرزی است و همان پلی که در تصویر مشاهده خواهید کرد پل مرزی بین کانادا و آمریکاست.

این تصویر پایین نمایی از قسمت آمریکایی آبشار است که پل مرزی را هم نشان می دهد.

 آپلودسنتر فارسی آپ

خب ما فعلاً چون سیتی زن کانادا نشده ایم نمی توانیم وارد خاک آمریکا بشویم تا عکس هایی را هم از آن یکی قسمتش برایتان بگیرم. إن شاءالله اگر عمری باشد تا دو سه سال آینده این هم محقق می شود و می توانیم بدون ویزا به آن طرف برویم و عکس های دیگری را تقدیمتان کنم. راستش را بخواهید اگر در اینترنت بزنید آبشار نیاگارا عکس از همه ی قسمت ها و زوایا فراوان است اما عکسی که خود آدم می گیرد حس و حال دیگری دارد وگرنه به جای اینکه عکس های خودمان را بگذارم می توانستم عکس های حرفه ای اینترنت را برایتان بگذارم اما صفای عکس خود گرفته یک چیز دیگریست. 

 آپلودسنتر فارسی آپ

شاید پیش از این درباره ی آن قایق های رنگی توضیحی داده باشم. نمی دانم!؟  اما آن قایق آبی رنگی که در تصویر بالا می بینید درواقع آدمهای سوار قایق هستند که پوشش نایلونی آبی رنگ به تن کرده اند که وقتی می روند نزدیک آبشار نعلی شکل، بخار آب خیسشان نکند. هر چند که می کند. 

این قایق آمریکایی های آبی رنگ را می آورد. کانادایی ها رنگ پوششان قرمز بود. بعضی وقتها رنگ نایلون ها را بین این دو گروه عوض می کنند اما کلاً رنگ ها یا آبی است یا قرمز. قرمزش هم زیباست ببینید 

 آپلودسنتر فارسی آپ

بقیه اش برای بعد...

خداییش خارج از سهم خودم و شما مطلب گذاشتم ها! تا دو هفته ی دیگر خبری نیست این طرف ها. 

در پناه حق لحظه های شاد و پر از سلامتی و شادکامی برایتان آرزومندم... 





نوع مطلب :
برچسب ها : خاطرات، آبشار نیاگارا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 14 شهریور 1396
خاله دانشجو