ماجراهای تحصیل در کانادا
انتقال تجربیات زندگی در کانادا در قالب داستان های پیش آمد کرده
درباره وبلاگ


سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

مدیر وبلاگ : خاله دانشجو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 27 آبان 1398
خاله دانشجو
با سلام
چند روز است که می آیم چیزی بنویسم باز می بینم حس نوشتن ندارم می روم. همین الآنش هم حس نوشتن ندارم اما سعی کردم این یک مورد را تا زیاد از داغی داستان نگذشته برایتان تعریف کنم.

خب، طبق معمول سالهای قبل، بنده در کالج شاه King's University College مراقب امتحان هستم جهت امرار معاش. امسال اندکی دستمزدها را بالا برده اند. پارسال ها حدود ساعتی ۱۹.۲۷ دلار بود اما امسال حدود ۲۰ دلاری شده است. 
برای امتحانات میان ترم وظیفه ی مراقبین امتحان این است که از یک ربع قبل از امتحان هم حضور داشته باشند و تا یک ربع پس از اتمام امتحان هم بمانند برای کمک به استاد و آن نیم ساعت را هم به مدت زمان امتحان می افزایند و برایش حقوق رد می شود.

شنبه ی هفته ای که گذشت از ساعت ۱ بعد از ظهر تا ۵ عصر مراقب امتحان بودم. بله یک امتحان ۴ ساعته. بچه های بیزینس همیشه امتحاناتشان ۴ ساعته است و عجیب اینکه در طول ۴ ساعت همه اش در حال نوشتن و حساب و کتاب هستند. خود سؤالات را که نگاه می کنی می بینی خود متن سؤال یک پاراگراف کامل است.  خب، سؤالی که متنش یک پاراگراف ۱۰-۱۲ سطری باشد توقع دارید جوابش در دو سطر داده شود؟ 
بنده ی خدا دانشجو هم باید یک دو پاراگرافی بنویسد خب. کمتر بنویسد زشت می شود خب. 
یادش بخیر! در دوران لیسانس درس تاریخ اسلام داشتیم با یک استاد معمم که ترم بالایی ها می گفتند خیلی روی جواب ها حساس است و باید همان قدر که در کنار سؤال ذکر کرده بنویسی بیشتر یا کمتر را نمره کم می کند. سر جلسه ی امتحان ترم دیدم بله، جلوی هر سؤال داخل پرانتز نوشته (۸سطر) - (۹ سطر) - (۷ سطر) و الخ.  یعنی مثلاً در ۸ سطر پاسخ دهید. جواب یکی از سؤالات را که داشتم می نوشتم تنظیم هم کرده بودم که همان ۸ سطر باشد دیدم سطر هشتم تمام شد و هنوز جمله ام ناقص است. خواستم بروم سطر ۹ با خودم گفتم نکند نمره ام را کم کند!  دستم را بلند کردم و استاد آمد. گفتم: ببخشید نوشته اید ۸ سطر ولی من جمله ام در سطر هشتم تمام نشده می توانم به سطر نهم هم بروم؟  یک نگاه ایستاده به نشسته ای (ایشان ایستاده بنده نشسته) به من کرد و لبخندی زد و گفت: باشه برو ولی بیشتر نشه دیگه. گفتم: چشم استاد. نمیشه. 

بله داشتم می گفتم. با یک دانشجوی پسر نیجریایی باهم مراقب امتحان در یکی از کلاس ها بودیم. رفتیم دیدم کارگاه آموزشی رانندگی در آن کلاس برگزار کرده اند و انگار نه انگار که اینجا قرار است امتحان برگزار شود.
استاد کارگاه یک آقای هندی بود با عمامه ی مخصوصی که بر سر می کنند. می دید که ما جلوی در متظریم. خودش آمد بیرون گفت: کاری دارید؟ گفتیم: نه ولی اینجا امتحان هست و ما هم مراقب امتحانیم. گفت: ولی به ما نگفته اند من کارگاه آموزشی دارم. گفتیم اینطوری است دیگر و برنامه ای را که از طرف کالج شاه برایمان فرستاده بودند نشانش دادیم و بنده ی خدا به شاگردانش گفت باید برویم جای دیگری پیدا کنیم. البته قبلش هم زنگ زد ببیند چرا هماهنگ نکرده اند و این کلاس را به او داده اند اما چون شنبه روز تعطیلی بخش اداری است کسی را پیدا نکرد پاسخگو باشد و با شاگردانش گذاشتند رفتند و ما رفتیم داخل کلاس.

خب، یک ربع به یک که باید در کلاس می بودیم شد ۱، کسی نیامد! حتی دانشجویی هم جلوی در نبود.  ساعت شد ۱:۱۰ بعد از ظهر هیچ خبری نشد. آمدیم بالا ببینیم چرا نه استاد هست نه دانشجو، دیدیم یکی دو تا مراقب اتحان دیگر هم منتظر هستند و آنها هم مراقب امتحان بیزینس هستند چون در بیشتر مواقع اساتید بیزینس همزمان امتحان برگزار می کنند و سؤالاتشان مشترک می شود.
آنها هم گفتند گویا امتحان با یک ربع تأخیر برگزار خواهد شد.
این بنده ی خدا که هندی بود بازگشت و با حالت ناراحتی گفت: شما چرا اینجایید؟ کلاس منم تعطیل کردید امتحان هم که برگزار نکردید! گفتیم: ما کاره ای نیستیم اینجا اسم کلاس امتحانی ما را همان نوشته اند که شما حضور داشتید. از خودمان که نگفتیم که!
دوباره برگشتیم سر کلاس ده دقیقه ای هم منتظر شدیدم دیدیم نه بابا!‌ پرنده پر نمی زند. این طبیعی نیست! همیشه جلوی کلاس امتحان کلی دانشجو جمع می شوند فهمیدیم یک اتفاقی افتاده. شاید امتحان لغو شده شاید جابجا شده هر چه شده به دانشجویان بیزینس خبر داده اند که کسی پیدایش نیست اما به ما مراقبین نگفته اند.
آمدیم بیرون دیدم به به! خیل عظیمی از مراقبین امتحانات بیزینس حیران و ویلان در حیاط کالج شاه جمع شده اند. من رفتم از کارمند امنیت security staff کالج پرسیدم که ببینم در جریان است یا نه. او هم گفت امروز دو امتحان بیزینس داریم. یکی از ۹ صبح بود تا ۱ بعد از ظهر. یکی هم از ۵ هست تا ۹ شب.  این ساعتی که شما می گویید امتحانی نیست.
وااا! این دیگر چه مدلیش است خب!؟ فهمیدیم که امتحان جابجا شده ولی چون شنبه است ما به مسؤول برگزاری امتحان ها و مراقبین دسترسی نداریم که جویای داستان شویم ایمیل اساتید هم ذکر نشده که با آنها تماس بگیریم و بنابراین خیلی هایمان گفتیم ما تا ۵ اینجا نمی مانیم. روز تعطیلی مان اینطور از دست رفت برمی گردیم خانه هایمان.
یکی از بچه ها پرسید که خب، ما که آمده بودیم آیا پولمان را می دهند؟ من و چند نفر دیگر که سال های قبلی یکی دو مورد از چنین تجربه هایی را داشتیم البته نه به این شدت و وسعت، گفتیم اگر اشتباهی از طرف خود کارمندان کالج صورت بگیرد مثلاً به جای یک مراقب دو مراقب فرستاده باشند بعداً هر دو حاضر شوند و معلوم شود که استاد فقط یک مراقب نیاز داشته به هر دوی مراقب ها پول آن امتحان را می دادند. گفتیم همه همین الآن به Melissa مسؤول مراقبین کالج ایمیل بزنیم و داستان را تعریف کنیم. ببینیم چطور می شود.
برگشتیم و همه نوشتند که چه شده است.
شنبه تمام شد. یک شنبه هم تمام شد. دوشنبه صبح Melissa به همه ایمیل زد که واقعاً متأسفم این اتفاق افتاده! خود اساتید وقت امتحان را جابجا کرده اند و حتی دفتر رییس کالج و شخص من هم اطلاعی نداشتیم. من با مدیرمان صحبت می کنم که ببینیم چطوری به شما پول خواهند داد.
وقتی مخاطبین این ایمیل را شمردم دیدم یا خدااااا! ۲۲ یا ۲۳ نفر مراقب بودیم برای امتحان ۴.۵ ساعته در کلاس های مختلف کالج شاه. 

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل... ۴.۵ ساعت * ۲۰ دلار * ۲۲ یا ۲۳ نفر  = حدود ۲ هزار دلااااار 

گذشت... شد سه شنبه. Melissa دوباره به همه ایمیل داد که:

,Dear Proctors 

 

Thank you for your patience as this issue was sorted out. I have been given the go ahead to let you know that you can include all 4.5 hours from Saturday’s exam on your timesheets. You will be paid in full for the time that you set aside to proctor this exam- we want to acknowledge the importance of your time


کوتاه سخن اینکه: ما که از این قضیه خیلی متأسفیم و وقتتان گرفته شد روز شنبه ای (در ایمیل قبلی اینها را نوشته بود) برای جبران مافات و قدردانی از حضور تک تک شما همه ی ۴.۵ ساعت را {که کار هم نکردید و برگشتید خانه هایتان} پرداخت خواهیم کرد. 



ما هییییییییچ ما نگاااااااااه و اما ما ایرانی ها آآآآآآآآآه! 





نوع مطلب :
برچسب ها : حق و حقوق کارگر، دانشگاه وسترن، کالج شاه، حیرانی از این قوم، ما هیچ ما نگاه ما آه!، خاطرات،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 13 آبان 1398
خاله دانشجو
سلام

در پست قبلی (پایین تر از این) که نوشته بودم هنوز زنده ام یک بنده ی خدای نازنینی آمده و نپسندیدن اختیار کرده. 

حال نمی دانم منظورش این بوده که چرا زنده ای؟ چرا هنوز زنده ای؟ اصلاً‌ نپسندیدم که هنوز زنده ای؟ یا چه!

حالا هویت آن شخص نپسندیده را کاری نداریم فقط لطفاً بیاید بدون ذکر نام بگوید چه چیز را نپسندیده و خانواده ای را از نگرانی نجات دهد!


در پناه حق باشید تا همیشه... اما همچنانکه شما همچنان در پناه حق هستید بنده برخواهم گشت و باز خواهم نوشت نگران نباشید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 3 آبان 1398
خاله دانشجو


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic