ماجراهای تحصیل در کانادا
انتقال تجربیات زندگی در کانادا در قالب داستان های پیش آمد کرده
درباره وبلاگ


سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

مدیر وبلاگ : خاله دانشجو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


با سلام

شما را به آموختن خوب و عمیق زبان انگلیسی 
و
آموختن یک حرفه یا مهارت 
پیش از اقدام برای مهاجرت به کانادا
توصیه می کنم.

این دو در کنار هم نخواهند گذاشت در این کشور گرسنه بمانید.

همسرم می گوید: کاش می شد یک سال بروم ایران کلی چیز یاد بگیرم برگردم...
 خب می دانید که اینجا هزینه ی آموزش همه چیز کلاً گران است. 
از همان رانندگی پایه ۱ که ۸ هزار دلار هزینه ی آموزشش است شما حدیث مفصل میزان هزینه ی آموزش باقی چیزها را خود بخوانید و پیش بروید...

البته در باب برنامه نویسی یا نرم افزارهای طراحی و ... در یوتیوب و حتی سایت های ایرانی ای مانند بنیاد آموزش ۳۶۵ هم کلی فیلم موجود است که شما را تا یک سطح خوبی پیش خواهد برد. 

اما اگر هم به آن آموزش ها بخاطر فیلتر یا سرعت اینترنت دسترسی خوب و با کیفیتی ندارید قدر «حضور» در آن محیط را بدانید چون کافیست پایتان به این جغرافیا برسد وقتی متوجه شدید که برای هر نفس کشیدنتان هم باید با دلار هزینه اش را بپردازید تازه می فهمید که باید در آن محیط که اکنون به هیچ وجه قدرش را نمی دانید بهینه ترین حالت استفاده را پیش می گرفتید که نگرفتید.

و آن وقت است که علی می ماند و حوضش!
شما می مانید و کلی انگشت حسرتِ به دندان گَزیده!

و البته

من و همسرم شما را حلال نخواهیم کرد اگر به حرفمان گوش ندهید!





نوع مطلب :
برچسب ها : پیش از کانادا یک مهارت یا حرفه بیاموزید،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 18 مرداد 1398
خاله دانشجو

 

سلام دوستان

ساعت ۱۰:۴۰ دقیقه ی سه شنبه شب ۱۵ مرداد ۹۸ و ۶ آگوست ۲۰۱۹ است و من خسته از کار ویرایش تز...

گفتم اندکی برایتان بنویسم هم شما از بی مطلبی به در آیید هم بنده مفید فایده واقع شوم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید...

 

این بار می خواهم درباره ی یک موضوع مهم برای کسانی که می خواهند به کانادا بیایند عرض کنم. فرقی هم نمی کند که برای تحصیل می آیید یا برای اقامت دائم. به هر حال، روزگار به طریقی خواهد چرخید و چرخ خواهد خورد که شما اینجا در پی یافتن کار باشید.

 

راستش را بخواهید از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، قبلاً هم جسته گریخته در این باره حرف زدم که کارهای خدماتی و مهارتی در کانادا بازارشان خوب است و همیشه تقاضا برای این کارها هست. البته این را در مقایسه با رشته های دانشگاهی در سطح تحصیلات تکمیلی عرض می کنم که پس از فارغ التحصیلی کلی باید در صف انتظار بمانند که شاید کاری مرتبط با رشته پیدا کنند.


توصیه ی اکید همسر بنده به همه ی آشناها و غریبه ها این است که تا در ایران هستید به فکر آموختن یک مهارت به درد بخور باشید و با دست پر بیایید اینجا. ببینید حتی اگر دارید برای دکترا می آیید بیایید اما با دست پر بیایید.

دست پر یعنی چه؟  یعنی خواهر و برادر من! یک مهارتی یک حرفه ای یاد بگیرید خب. می بینید همان شد راه رزق شما در این محیط. بگذارید با مثال برایتان شرح دهم:

ببینید حتماً بین برنامه هایتان وقتی باز کنید برای آموختن یک مهارت به درد بخور مثل آرایشگری، خیاطی، مانیکور و پدیکور در حد خوب و قابل قبول برای پیدا کردن کار در کانادا (توصیه به خانم ها)، لوله کشی، جوشکاری حرفه ای، رانندگی پایه  ۱ که همیشه ی خدا راننده ی پایه ۱ می خواهند و محض اطلاعتان بگویم که در کانادا هزینه ی آموزش رانندگی پایه  ۱ حدود ۸ هزار دلار ناقابل کانادا است ، یادگیری فتوشاپ، اتوکد، و دیگر نرم افزارهای طراحی و برنامه نویسی،...

 

این آخری توصیه ی اکید همسرم است چون خودش در کالج که درس می خواند این نرم افزارهای طراحی را دارند یاد می گیرند. همه اش دارد حسرت می خورد که: «ای کاش آن زمان که در ایران بودم به جای اینکه از شرایط ناله کنم و افسرده به زندگی ادامه دهم خودم را می ساختم و می آمدم اینجا!» شما کافیست در این سایت های کاریابی کانادا مثل indeed یک جستجوی ساده انجام دهید قشنگ دستتان می آید که چه مهارت هایی در اینجا به دردتان خواهد خورد. به قدری اتوکد کار و راننده ی پایه ۱ و برنامه نویس می خواهند که حد و حساب ندارد!

جالبی ماجرا این است که من همین الآن که دارم اینها را برایتان می نویسم همسرم پای لپ تاپ است و به ناگهان گفت: «بیا! یک نفر اتوکد کار می خواد با یک سال سابقه ی کار!»  من هم برایش توضیح دادم که چه تقارنی پیش آمد کرد!  من هم داشتم از حرف خودت برای وبلاگی ها می نوشتم.

دوستان! به قول زنده در یاد اخوان ثالث: این نه جای شوخی و شنگی ست! دیگر هر چه ما فرصت ها را در ایران که بودیم از دست دادیم بس است برای تمام بشریت!  شما پا جای پای ماها نگذارید دیگر! ببینید این حرفها را کسی می گوید که تجربه ی زندگی آن طرف و این طرف را داشته است. در هیچ کتاب راهنمای مهاجرت به کانادایی هم بعید می دانم از این صحبت های ناب بتوانید پیدا کنید.

این یک اتمام حجت از طرف دو مهاجر است برای تمامی شماهایی که قصد دارید روزی به کانادا بیایید که پس از اینکه آمدید نگویید که: «هیچکس نبود اینها را به من بگوید و مرا آگاه سازد که تا وقتی که در ایران بودم بتوانم از فرصت های خالیم نهایت استفاده را بکنم و خودم را قوی کنم برای ورود به این کشور!»

هیچ منتی هم بر هیچکسی نمی گذارم با گفتن این حرفها و راهنمایی کردنشان! پیام بازرگانی هم وسط مطالب ندارم که از این راه پولی هم به جیب بزنم. دیدید هر کسی یک صفحه ی مجازی دارد و آموزش زبانی آشپزی ای چیزی دارد پس از مدتی که مخاطب جمع کرد شروع می کند به قبول تبلیغات صد من یه غاز؟! یعنی به معنای واقعی کلمه به شعور مخاطبشان توهین می کنند با این حرکت! بگذریم حرف در این باره زیاد است و به ما هم هیچ ارتباطی ندارد! 

بیان این مطالب ممکن است یک نفر را آگاه یا آگاهتر سازد برای اینکه بداند چه باید کرد پیش از مهاجرت، و نگفتنش برای ما که این راه را آمده ایم و این تجربه های تلخ و شیرین را داشته ایم  یعنی یک نمره ی منفی! که چرا می دانستیم و نگفتیم!

 

یاد این مطلب از کتاب «پیامبر و دیوانه» اثر جبران خلیل جبران بزرگ افتادم که چقدر دوست می دارمش و مدام با خودم زمزمه اش می کنم:

و همچنان كه یک برگ، زرد نمی شود مگر با دانش خاموش تمام درخت، خطاكار هم خطایی نمی تواند كرد مگر با اراده ی پنهان همه ی شما ؛
شما باهم صف بسته اید و بسوی خویشتن خدایی خود، گام برمی دارید. راه، شمایید و رونده، شما

و آنگاه كه یكی از شما از پای می افتد، افتادنش زنهاری ست از برای آنها كه از پشت سر می آیند تا پایشان به سنگ نگیرد. آری ؛ 
و نیز زنهاری ست برای آنان كه از پیش رفته اند و با آنكه تیزرو تر و استوارتر بوده اند، سنگ را از سر راه برنداشته اند ... " پیامبر و دیوانه - جبران خلیل جبران"

 

حال، با این وصف ما در حکم آنها که زودتر از شما خواننده ی گرامی به کانادا آمده ایم تا این زنهار دوم شامل حالمان نشده است تا آنجا که در توانمان باشد راهنمایی خواهیم کرد که سنگی جلوی پای شما نگیرد.

 شما نیز که با تجربه ی فعلی ما آن زنهار اول شامل حالتان شده است (تجربه ی ما مثل افتادن آن شخص است بخاطر بی تجربگی یعنی سنگ سر راه) به هوش باشید و برای خود کاری کنید خب!


اگر سؤالی در باب رشته های خاص خدماتی و مهارتی داشتید در بخش نظرات همین مطلب بپرسید در حد توان، وقت و اطلاعاتم در اولین فرصت پاسخ خواهم گفت...



ساعت ۱۱:۴۳ دقیقه ی شب شد و این مطلب تمام.

 

در پناه حق باشید!






نوع مطلب :
برچسب ها : یک تجربه، پیش از کانادا یک مهارت یا حرفه بیاموزید،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 16 مرداد 1398
خاله دانشجو


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات