ماجراهای تحصیل در کانادا
انتقال تجربیات زندگی در کانادا در قالب داستان های پیش آمد کرده
درباره وبلاگ


سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

مدیر وبلاگ : خاله دانشجو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


سلام

شما هم مثل من منتظرید؟ 

من روی ویبره نشستم این چند روز آخری را! 

اگر بعد از دفاع مدتی نایاب شدم بدانید که انگشتی برایم باقی نمانده که بیاید و برایتان بنویسد از فرط استرس.

البته می دانم پس از این مرحله می نشینم به همین لحظاتم که یک گلوله ی استرس هستم می خندم و بر عمر از کف برفته بر اثر آدرنالین افسوس می خورم اما فعلاً همینه که هست! 

هفته ی پیش با استادم به صورت آنلاین جلسه داشتم. پرسیدم: دفاع چند ساعت طول می کشد؟ گفتند: حدود ۲ ساعت تا ۲ ساعت و نیم. گفتم وسطش هواخوری هم داریم؟   گفتند: نه بابا! چه هواخوری ای! تو اون روز تحت آدرنالین هستی اصلاً نمی فهمی کی تمام شد. کلی خندیدیم. 

بنده ی خدا نمی دانست که آدرنالین از چند روز قبلترش به بنده تزریق خواهد شد.

از زنده در یاد پروفسور آن ماری میشل مولانا شناس معاصر آلمانی می پرسند از همه ی اشعار مولانا کدام را بیشتر از همه دوست دارید؟  این بیت را می خوانند. واقعاً هم در اوج ناامیدی و بسته شدن درها نیاز به چنین درک و بینشی داریم. البته بنده ناامید نیستم فقط اضطراب شدید دارم. 
در پناه حق باشید منتظر و شکیبا...!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 24 خرداد 1399
خاله دانشجو
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic