ماجراهای تحصیل در کانادا
انتقال تجربیات زندگی در کانادا در قالب داستان های پیش آمد کرده
درباره وبلاگ


سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

مدیر وبلاگ : خاله دانشجو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


ادامه:


چقدر پیچ در پیچ شد خداییش! تازه من مثلاً باسواد هستم خیر سرم و از زبان لاتین هم کم و بیش سر در می آورم و حال و روزم در نسخه خوانی و نسخه پیچی خوانی این است! آن بینوایی که همین قدر هم سواد نداشته باشد باید چه کند؟!  تازه این زمانی است که داروخانه چی توانسته نسخه ی پزشک را درست متوجه شده باشد. بارها شنیده ایم که نسخه ی اشتباه به بیمار داده اند و طرف با یک درمان اشتباه یا دار فانی را وداع گفته است یا فلج شده است یا یک عارضه ی دیگری که حادتر و سخت تر بوده است به جانش افتاده است. چرا؟ چون خط پزشک را داروخانه چی نتوانسته است تشخیص بدهد و داروی اشتباه جسم و جان بیمار رنجور را به خطر افکنده است.

حال برای اینکه این اشتباهات کمتر شود شاید خود بیماران برای اولین بار یا پزشکان برای اولین بار این به ذهنشان رسیده است که بهتر است بیمار پس از گرفتن داروهایش دوباره به مطب پزشک برگردد و بین مریض برود داخل و داروهایش را با خود پزشک چک کند و پزشک توضیحات شفاهی هم بدهد که این قرص را اینطوری بخور آن شربت را آنطوری و قضیه به خیر و خوبی تمام شود. و این وسط تصور کنید یا حتی اگر می توانید تجسم کنید که چقدر گرفتاری برای بیمار درست می شود و چقدر زمان از خود بیمار و همراهش و پزشک و وقت سایر بیماران در نوبت معاینه باید گرفته شود برای چک دوباره ی داروها و ...

 

اصلاً فکر کنیم همه ی این امور براحتی و بدون مشکل و صرف وقت اضافی انجام شد و درست هم انجام شد. بیمار (مثلاً بنده) برگشته ام به خانه و تمام داروها را هم به سر وقت مطابق نسخه مصرف کرده ام و حالم خوب شده است و دکتر هم گفته است که وقتی کاملاً خوب شدی درمان را قطع کن و یا شاید گفته است که این پماد را بگیر هر زمان که مثلاً پوست دستت دوباره مشکل پیدا کرد مصرف کن. حال، اندکی شربت و قرص و آمپول و پماد در یخچال خانه که مربوط می شود به فلان بیماری من در چند ماه یا چند سال گذشته در یخچال باقی مانده است. خب، من که تنها نیستم که! کلی پماد و قرص و ... از بقیه ی اعضای خانواده هم در یخچال هست که هنوز تاریخشان نگذشته و برای استفاده های آتی نگهداری شده اند. (بحث خوددرمانی را که خود یک معضل دیگری ست از نظرتان نگذرانید، اینجا فقط فرض بالا را که عرض کردم دنبال می کنیم).

حال، پس از چند ماه دوباره مثلاً پوست دست من همان مشکل را پیدا کرده و بنده می دانم که یک پمادی می زدم و هنوز مقداری در یخچال داریم. اما... با مراجعه به یخچال می بینم که ای بابا! کلی پماد دیگر هم آنجا جا خوش کرده اند و من اصلاً یادم نیست نام پماد درمانی من چه بود...

 

چند سالی قبل از آمدن به کانادا، برای حل این مشکل بنده خودم روشی را ابداع کرده بودم که داروهای مربوط به خودم را با یادداشت تکمیلی خودم در یخچال قرار می دادم. بدین صورت که: نام بیمار (بنده)، نوع بیماری بنده، تاریخ مراجعه را می نوشتم و گاهی نام پزشک را هم می نوشتم که بدانم چه کسی اینها را برایم تجویز کرده است. البته دروغ چرا؟ تا قبر آ آ آ آ!  این کار را فقط برای داروهای خودم می کردم و نه دیگران.

 

روایت کانادایی این داستان اینگونه است:

نسخه ی پزشک (به همراه نام بیمار و نام پزشک و تاریخ و امضا که بنده آن قسمت نسخه را فقط قرار داده ام). 

 

نسخه ی داروخانه:


با دیدن این عکس ها فکر کنم حدیث مفصلش دستتان آمد من دیگر چه بگویم خب!

وقتی اینجا چنین سیستمی را دیدم فهمیدم من با آن ابتکار عملم در درون خودم چقدر مدیریت پیشرفته ای داشته ام و خبر نداشتم! به قول جنابخان: یه همچین چیزایی تو خودم داشتم! 


اما واقعاً تحسین برانگیز بود دیدن این مسأله در داروخانه های اینجا.

 

حال، شرخ مفصل از مراجعه به پزشک در کانادا (االبته بخش نسخه نویسی اش) و نسخه پیچی در داروخانه:

خب، این را هم عرض کنم که دفترچه ی بیمه به آن حالت کاغذی با کلی برگه ی نسخه در کانادا وجود ندارد. ما فقط یک کارت بیمه داریم و همین.

پزشک بنده می رود پای کامپیوتر و در برگه ی مخصوص به خود یا درمانگاه نسخه را تایپ می کند و به صورتی که در نسخه ی بالا مشاهده می کنید در یک کاغذ A4 چاپ شده تحویل بنده می دهد.

از آنجا می روم داروخانه، داروخانه هم خیلی زیاد است اینجا، یعنی هر نقطه ای از شهر هم باشید همیشه یک داروخانه ای در نزدیکی تان هست با نام های مختلفی چون Shoppers Drug Mart که هم محصولات بهداشتی و خوراکی می فروشد هم دارو و در برخی از فروشگاه هایشان اداره ی پست هم دارند یا Rexall Pharma Plus یا داروخانه ی دانشگاه و ...

داروخانه چی موقع تحویل نسخه ات با آرامش و بدون هیچ عجله و شتابی: ۱- از آلرژی هایی که در زندگیت داشته ای می پرسد ۲- گاهی از بیمه هایی که هزینه ی دارویت را پوشش می دهند می پرسد که اگر داری ارائه دهی (چون اینجا بیمه ی OHIP یا UHIP برای دارو هیچ پوششی ندارند مگر اینکه بیمه های جانبی ای داشته باشید مثل همان ها که برای دانشجوها بود و قبلاً‌ درباره شان نوشتم) ۳- به شما می گوید دارویت ۲۰-۳۰ دقیقه آماده می شود. این یعنی نمی توانی بگویی عجله دارم و باید صبوری به خرج دهی تا به نحو مطلوب به داروهایت برسی.

نحو مطلوب هم همینی هست که در تصاویر می بینید. 


وقت می گذارند هر نسخه را تایپ می کنند با نام بیمار، تاریخ تحویل نسخه، نام پزشک، نام دارو، توضیحات مفصلی در باب دارو و طرز مصرفش و آیا مصرف دوباره توسط پزشک ذکر شده یا نه که به آن می گویند Refills. البته اگر مثلاً پماد باشد هم روی جعبه ی دارو و هم روی خود تیوپ پماد همین اطلاعات رو می چسبانند که کَنده هم نمی شود.

 

ببینید چه مدیریت درستی پشت این قضیه ی نسخه نویسی و نسخه پیچی هست؟ و این باعث می شود در صورت تشخیص درست بیماری از طرف پزشک، دیگر اشتباهی در نسخه پیچی از طرف داروخانه صورت نگیرد و آنهمه که در شرح حال یک بیمار در داروخانه های آنجا رفت بسیاااار به صفر متمایل شود.

 

این از حسن این سیستم درمان که البته بخش مدیریتی و سیستماتیک اش را شامل می شود.

باقی مطلب در حوزه ی پزشکی در کانادا به معضلات اختصاص خواهد گرفت که کم هم نیستند.

 

در پناه حق...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 20 فروردین 1398
خاله دانشجو
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic