ماجراهای تحصیل در کانادا
انتقال تجربیات زندگی در کانادا در قالب داستان های پیش آمد کرده
درباره وبلاگ


سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

مدیر وبلاگ : خاله دانشجو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام 
چند تا مطلب را در چرکنویس گذاشتم که فقط از خاطرم نرود که در چه باره ها قرار است صحبت کنم. فعلاً این عکس ها را دریابید تا خودش هم بیاید.
این عکس ها در روزهای مختلف گرفته شده است بنابراین انواع و اقسام هواهای برفی و آفتابی و یخی و جنگلی را در آنها مشاهده خواهید کرد. 

آن جنگل روبرو را که از بالکن ما در عکس زیر دارید مشاهده می کنید در دلش هم خواهیم رفت که بدانید چطور شده است در برابر این هوای سخت و سرد کانادا

نمای دیگری از تصویر بالا (من عاشق این آفتاب دم غروب هستم یک طرز خاصی است به قولی یُدرَکُ وَ لایُنصَف است یعنی درک کردنی و وصف نشدنی). 

یک شب برفی که به این صورت شروع شد

از نتایج فردای شب برفی که بر اثر برودت هوا برف هم یخ زده است و بلورآجین شده است به قول اخوان ثالث عزیز 

این هم به همان صورت از نتایج بارش برف است هوا هم که قربانش بروم غمباد گرفته است  پارکینگ را مشاهده می فرمایید؟ قبل از اینکه صبح شود می آیند و برف روبی می کنند که فردا مردم اذیت نشوند. نمی گویم صد در صد اما خیلی خیلی بار در حد بالای ۹۰ درصد وقتی برف می بارد فردایش می بینید برف ها را رُفته اند و راه مردم را باز کرده اند. آن چند درصد را برای این نگه داشتم که همین چند روز پیش برای اولین بار دیدیدم که برف خیابان ها تمیز نشده است و برای خودمان هم جای تعجب داشت که چرا!؟  شاید چون به اندازه ای نبوده است که باعث دردسر مردم شود ولی خب قبلاً‌تر ها همان برف کم را هم جمع می کردند. به هر حال، اینطوری است دیگر!؟ ما و هزار چیز ندانسته و خبر نداشته...

اینجا در کانادا وقتی در زمستان آفتاب درمی آید باید از فرصت نهایت استفاده را کرد و رفت پیاده روی تا اندکی از این نور و تابش بی نظیر خدادادی بهره مند شد.  این عکس ها نتیجه ی پیاده روی آن روز است از جنگل روبروی خانه ی ما:

قدیم ها به شما می گفتم این آفتاب گول زنک است باورش نکنید و با لباس گرم بروید بیرون به این دلیل زیر است. ببینید! هم آفتاب است هم آب کف زمین یخ زده. برودت هوا را احساس کردید و فهمیدید که بیراه نمی گفتم؟ 

«درختان اسکلت های بلورآجین» که اخوان عزیز می گوید منظورش اینهاست البته بلورآجین نیستند این بار:

این جنگل برهنه که به قول استاد عزیزم خانم دکتر عرفان نظرآهاری شولای عریانی به تن کرده است نسبت به روزهایی که این درختان سبز و پر از شاخ و برگ هستند به نظرم مهربان تر هستند شاید به این دلیل که نور از لابه لای همین اسکلت های زنده تابیدن گرفته است و مسیر را روشن کرده است. وقتی اینها سبز می شوند این جنگل خیلی تاریک می شود و احساس خوف به آدم دست می دهد. (در اینجا، آدم منظور خود بنده هستم شاید شما نظر دیگری داشته باشید).


پارک کوچک بازی و گشت و گذار که پشت جنگل است و خانه هایی که رو به پارک و دیوار به دیوار جنگل حضور دارند...


تا عکسهایی دیگر بدرود... 





نوع مطلب :
برچسب ها : خاطرات، آب و هوای کانادا، عکس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 19 دی 1397
خاله دانشجو
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات