ماجراهای تحصیل در کانادا
انتقال تجربیات زندگی در کانادا در قالب داستان های پیش آمد کرده
درباره وبلاگ


سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

مدیر وبلاگ : خاله دانشجو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سلام به همگی

این هم پست درست و درمونی که آ سد رضا گفتند 
لباسش را هم زدند البته لباسش هم شامل فوق لیسانس می شود هم دکترا. نوش جانتان! 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 6 تیر 1397
خاله دانشجو
شنبه 24 شهریور 1397 10:11 ب.ظ
سلام خاله
کم پیدایین! چه خبر از تز
تموم شد بالاخره؟ تا جایی که یادمه سپتامبر باید تموم میشد
خاله دانشجو

سلام بر شما

نه خیر قرار نبود سپتامبر تموم بشه حرف تو دهن من نذارید.
یکشنبه 10 تیر 1397 09:33 ق.ظ
سلام
خوبی خانم دکتر گلم؟ من نیستم یا شما؟ انشالله هرجا هستین شاد باشین و سلامت و اوضاع بر وفق مراد.خودمونیم با زبان بیزبانی کلی حرف گفتی واسمون ...چشم من بعد نمی پرسیم چیکار کردی تزتو... حالا جداً تا کی وقت داری برا دفاع رساله؟
دای ورما کی...
خاله دانشجو

سلام

قیزاهااااا!

من هر از گاهی هستم شما اصلاً نیستی کتابدار گلم

بدجوری گرفتارم تا چه پیش آید...
شنبه 9 تیر 1397 04:27 ب.ظ
سلام بر دوستان و خانم دکتر گرامی

من راستش با این موضوع موافقم و از همه دوستان هم خواهش میکنم که لطفا جدی باشید و مسائل مختلف رو از دید افراد دیگه هم در نظر بگیرید و فقط یک طرفه به موضوعات نگاه نکنید در همین رابطه نکته ای که هست و خیلی حائز اهمیت هستش اینکه الان این فصل پنجم هنوز تموم نشده یا نکنه تموم شده و به ما هیچی نمیگین؟ تو به خدا میشه بیان شفاف سازی کنین و ما رو از نگرانی در بیارین



خاله دانشجو

سلام
از شوخی گذشته بله خداییش این سؤالات رو نپرسید از کسی که در حال نوشتن پایان نامه است. یک پست جدا باید به این موضوع اختصاص بدم... خدا داند کی!؟

بابا! فصل ۵ تموم شد رو فصل ۶ هستم از نگرانی دربیایید دیگه.


و من الله توفیق. الحقیر إلی الله: خاله دانشجو
شنبه 9 تیر 1397 10:36 ق.ظ
سلام خاله
خداییش پست ابهام داری بود یعنی در عین حال که یه پست جدید و جذاب بود با زبان بی زبانی اعلام کردید که "مِن بَعد اگر یک بار دیگه در مورد تِز من سوال بپرسید میام تک به تکتونو جوری می بافم که دیگه نتونید نظر بدید چه برسه سوال بپرسید"
راستی خاله یه چندتا سوال داشتم گفتم همینجا بپرسم:
1-خاله دقیقا کی فارق التحصیل می شید؟
2- مسیر تحقیقاتی تون تو چه مرحله ای قرار داره؟
3- خاله تزتون کی تموم میشه؟

یعنی مطمئنم خاله وقتی داشت این سوالات بالا رو می خوند به بافتن من هم فکر می کرد.
خاله دانشجو



یه بافتنِ شما طلب من
جمعه 8 تیر 1397 09:31 ق.ظ
سلام خاله
چه خبر از تز؟
خاله دانشجو

پنجشنبه 7 تیر 1397 01:13 ب.ظ
سلام خاله دکتر. خوبید شما؟
دوستان پست بالا نکاتی داشت، حائز اهمیت!
گرفتید خاله چقدر قشنگ تیکه ش رو به ما انداخت؟
فی الواقع با زیان بی زبانی منظورش به ما بود که آقا جون شما چکار به تز من دارید که در چه مرحله ایه و یا کی تموم میشه؟ یا اینکه کی فارغ التحصیل میشم؟
کارتون به کار خودتون باشه. هروقت تزم تموم شد خودم میام اینجا پست میذارم!
عکس دوم و سوم هم تاکید موکدی بود بر اینکه آقا اینقدر در مورد تز من سوال نپرسید!
باشه خاله خانم، ما هم چیزی نمیپرسیم. نیاز به این همه تاکید و پست جدید نداشت که
اصلا به نظرم یه روزشمار بذارید تو وبلاگ که روز دفاع از تزتون برای دوستان مشخص بشه. بعدم بگید تا اون موقع خبری از پست جدید و پاسخ به کامنت ها نیست!
آرزوی ما آرامش شما و نمره کامل برای تزتون هست. ان شاءالله هر موقع که تموم شد، بیاید به وبلاگتون هم سر بزنید.
موفق و موید باشید
خاله دانشجو

سلام مادر
خوبم. شکر! امیدوارم شماها هم خوب باشید.

روزشمار که بدتره که واااا! کمر به قتل روحی خود ببندم تو روز روشن؟

ممنون از آرزوهای خوب خوب شما!

همچنین برای شما...
چهارشنبه 6 تیر 1397 05:24 ب.ظ
شماره شش هم باید میگذاشنید
Are you really a doctor doctor or phd doctor!!!
خاله دانشجو

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.